بي همتا
دانلود كتاب
نويسندگان
لينک دوستان
لينكي ثبت نشده است
آمار
امروز : 63
ديروز : 6
افراد آنلاين : 1
همه : 11113

چرا كسي كمبود عقل ندارد؟

 

براستي كه آدمي و خاصّه انسان مدرن جز كمبود پول ھيچ كمبود ديگري احساس نمي كند . براي اين

سئوال دو جواب متضاد وجود دارد . يكي اينكه خداوند به ھمه آدمھا عقل كامل بخشيده است و لذا

ھيچكس احساس نقص در عقل ندارد . در اينصورت پس كاملاً مسئول حيات و ھستي خويش است و بايد

خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگيرد . و امّا پاسخ دوم اينست كه چون اكثريت مردم احساس كمبود

عقل نمي كنند ھرگز بدنبال رشد عقلاني نمي روند و به ھمين دليل اين ھمه بدبخت ھستند و جھان تبديل

به ديوانه خانه شده است وھيچ جائي براي عقلا نيست و عاقلان يا محكوم به مرگند و يا در انزوا و سكوت

زندگي مي كنند و لذا عقل قاچاق ترين چيزھاست و عقلا نيز ھمچون بھلول بايد تجاھل كنند تا زنده بمانند .

بنظر ما اين ھر دو پاسخ به ظاھر متضاد درست است و به مثابه دو روي يك سكّه واقعيت بشري است .

خداوند به ھمه عقل كامل بخشيده و درست به ھمين دليل از ھمه مأخذه مي كند . ولي اين عقل مثل

كالائي نقد و بيروني نيست كه قابل مصرف باشد و مثل غذا مواد حياتي را تأمين كند ھر چند كه بشر حتي

در امور تغذيه ھم جاھل تر از حيوانات است .

مسئله اينست كه عقل مثل يك ذخيره و گنج نھان در گوھره وجود بشر است كه بايستي كاويده و استخراج

شود . و اينست معناي اين آيات كه پس چرا در خود نظر نمي كنيد ، چرا در خود تفكر نمي كنيد و.... . اين

دعوت به استخراج نور عقل است . عقل چيزي نيست كه در مدرسه و بازار قابل اكتساب باشد . آنچه كه

در مدرسه و كتاب كسب مي شود اطلاعات و اخبار گذشتگان است و محصولات عقلاني آنھاست . آدمي با

مصرف ميوه درختان ھرگز به بار نمي نشيند و ميوه نمي دھد . عقل ھمان علم زيستن است و در مدرسه

علم گذشتگان (اموات) تحصيل مي شود . عقل بواسطه خود –شناسي و تأملات دروني ودقت و تفكر در

احوال و اميال و اعمال و تناقضات خويشتن پيدا مي شود . كارگاه عقلانيت بشرمعرفت نفس است . بھمين

دليل علي (ع) مي گويد : كسي كه خود را نمي شناسد ھيچ چيز را نمي شناسد . و اين يعني فقدان عقل

. بقول علي (ع) عقل و حكمت گمشده انسان است.

 

از كتاب" دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني جلد چهارم ص 95

امتياز:
بازديد: 2
برچسب:
:
[ 1395/10/18  ] [ ۱۳ ] [ bihamta95 ]

نشئگي : راه خروج از جامعه

آنگاه كه فرد نه در درون خانواده عاطفه و فضائي براي نفس كشيدن مي يابد و نه در بيرون از آن ، راھي

جز خروج از جامعه نمي يابد . اين خروج به دو روش امكان مي يابد : گرايش به مخدرات و قانون شكني.

با تخدير از خانه بيرون مي رود و با شكستن قوانين عرفي و شرعي و اخلاقي ھم از جامعه خروج ميكند

. اين دو ملازم يكديگر نيز مي باشند . به ھمين دليل عاطفي ترين افراد سريعتر خروج مي كنند يعني آنان

كه عاطفي ترند ولي عقل فائق آمدن بر ستم را ندارند و اين نوعي انتقام كشيدن از خويشتن نيز مي

باشد .

يك فرد معتاد جھان ويژه خود را ايجاد مي كند و دربھاي ورود و خروج به افراد خانواده و جامعه را ميبندد.

او بدينگونه زندان انفرادي اش را پديد مي آورد .

معتادان براي خروج از اين سلّول انفرادي جز اندك محبّت به چيز ديگري نياز ندارند . لذا ھمه پروژه ھاي

مبارزه با اعتياد و مواد مخدر پاسخي وارونه ميدھند .اعتياد لكه ننگي بر بي عاطفگي وشقاوت خانواده ھا

و كل جامعه است . اعتياد، بيش از آنكه موجب خفّت و رسوائي معتاد باشد موجب عذاب سائر افراد است

كه بسيار شيك و بھداشتي و اصولي و اقتصادي زندگي مي كنند ولي در پس پردۀ زندگيشان جز نكبت

و نفرت و تعفن نيست .

ھمه ما مي دانيم كه معتادان اكثراً به لحاظ شرافت انساني و فضائل اخلاقي بسيار بھتر از اكثر مردمان

به ظاھر سالم ھستند و قلوبي بس رئوف دارند كه از شقاوت و تزوير اطرافيان خروج كرده اند . اخلاق

معتادان و حتّي قاچاقچيان بمراتب شريف تر از واعظاني است كه بر منبرھا جلوه ھاي قدسي دارند و

جانماز آب مي كشند . آنانكه در اين خروج رھي بسوي حقّ نيافتند مخدر را يافتند كه يك خودكشي

تدريجي است . اين خودكشي دگرسوي خود پرستي جامعه است.

 

از " كتاب دايره المعارف عرفاني " استاد علي اكبر خانجاني - جلد پنجم ص 240

 

امتياز:
بازديد: 25
برچسب:
:
[ 1395/5/4  ] [ ۱۲ ] [ bihamta95 ]
[ ]
.: Weblog Themes By azadblog :.

درباره وبلاگ

امکانات وب